عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم همان یک لحظه ی اول که اول ظلم
را می دیدم از مخلوق بی وجدان جهان را با همه زیبایی و
زشتی به روی یکدیگر ویرانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اکر من جای او بودم که می دیدم ، یکی عریان و لرزان دیگری
پوشیده از صد جامه ی رنگین
زمین و آسمان را واژگون مستانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم نه طاعت می پذیرفتم نه گوش از بهر
استغفار این بیدادگرها تیز کرده پاره پاره در کف زاهد نمایان
مسجد صد لانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او باشم ......
همان بهتر که خود جای خود بنشسته و
تاب تماشای تمام زشت کاری های این مخلوق را دارد
وگرنه من به جای او چو بودم یک نفس کی عادلانه سازشی
با جاهل و فرزانه می کردم .
عجب صبری خدا دارد ،
عجب صبری خدا دارد !!!!!!
|
+| نوشته شده توسط
هستی در پنجشنبه هفتم آذر 1387
|